|
- وقتی تورج حق وردی در
سوت خود به علامت پایان بازی سایپا- سپاهان و پیروزی 2-1 شاگردان مایلی کهن در
ورزشگاه انقلاب کرج دمید و در بوشهر در دقیقه 92 بهمن طهماسبی با گلش حکم به
پیروزی نفت تهران برابر شاهین داد، دیگر برای همه قطعی شد که پاس همدان دیگر در
جمع لیگ برتریهای سال 90 حضور نخواهد داشت. همانطور که در همان بعد از ظهر پیکان
قزوین با دریافت 5 گل در ورزشگاه آزادی با دنده عقب به سمت لیگ پایینتر رفته بود!
چنین سرنوشتی البته قبلتر از پاس و پیکان و از چند هفته پیشتر بر سر تیم
میلیاردی و چه بسا چند میلیاردی استیل آذین نازل شد. تیمی که البته وقتی سقوطش به
لیگ یک مسجل شد به اندازه این دو تیم سرنوشت محتومش رقت انگیز نشد. از عمر استیل
آذین در فوتبال ایران که با محو تیم اکباتان در اردیبهشت 86 پا به فوتبال ایران
گذاشت 5 سال میگذشت اما پاس که در نیمه سال 85 به همدانیها هبه شد! در سال 42 و
با جمع شدن چند نفر از افسران شهربانی به رهبری تیمسار فریدون صادقی متولد شد.
تیمی که تا سال 85 و قبل از آنکه هویتش با یک نامه چند خطی مخدوش شود. افتخار معرض
بیش از 70 بازیکن و مربی به تیمهای ملی فوتبال را یدک میکشید. از نسل اول پاس میتوان
محمد رنجبر، حشمت مهاجرانی و محمود یاوری و از آخرینشان جواد نکونام، محمد نصرتی و
حسن رودباریان را نام برد که موفق به گرفتن آخرین جشن قهرمانی پاس در لیگ سال 82،
83 شدند... - پیکان تهران تیمی بود
که 43 سال پیش با سرمایه گذاری محمود خیامی در فوتبال تهران متولد شد. کارخانه
تولید خودروی پیکان اسپانسر اصلی این تیم بود و نام این تیم نیز (پیکان) گذاشته
شد. علی پروین نخستین نخبهای بود که پس از ... به پیکان رفت و سپس ستارگان تیم
پرسپولیس که بعدها قرمزپوش شدند یکسال در این تیم بازی کردند و مربی نامدار این
تیم در همان اولین سال (آلن راجرز) انگلیسی بود. هر چند پیکان بعدها با تجمع
بازیکنانش در پرسپولیس عملاً محو شد. اما در سال 79 به جای تیم بهمن کرج وارد لیگ
شد و ظهور دوبارهای را تجربه کرد تا خاطرات اواخر دهه 40 برای فوتبالدوستان به
نوعی تکرار شود. اما ظاهراً چرخ روزگار برای پاس و پیکان در این سالهای اخیر
بدجوری به چرخ در آمد تا به نوعی قربانی تصمیمات خلق الساعهای شوند که در همان
روزهای قیافه امروزشان با چشم غیرمسلح نیز قابل رؤیت بود!... - پاس و پیکان قربانی
تفکری شدند که قصد داشت تا راه آهن تهران را هم به مازندران پیوند بزند! شاید اگر
فشار افکار عمومی و البته مطبوعات ورسانهها نبود راه آهن باید به جای حضور اسمی و
فرمالیته امروز در شهر ری، سر از جایی در میآورد که رسول عددنوعی، نخستین مربی راه
آهن در 60 سال پیش بی شک تصور آن را هم نمیکرد. هیچ کس هنوز نمیداند عکس العمل
کسانی که باعث و بانی انتقال پاس و پیکان به همدان و قزوین شدند در لحظه قطعیت
سقوط این 2 تیم به لیگ یک چه بود؟! آیا رئیس کنونی کمیته ملی المپیک با تأسف به
این ماجرا نگاه کرد یا ...؟ هر چه باشد او در آن روزها در مقام رئیس سازمان تربیت
بدنی و با همراهی چند مسئول همدانی نظیر وزیر فعلی آموزش و پرورش، و معاون ورزشی
ایشان که آن روزها معاون فنی سازمان بود علمیات انتقالی پاس را به همدان کلید زد و
همسو بود که کمک بسیاری کرد تا پیکان به سلامت و بدون خونریزی در قزوین ترمز کند!
اما افسوس که به جرأت باید گفت همین انتقالهای کارشناسی نشده و از روی احساس دست
آخر کمر به قتل همین تیمها بست و دلیل اصلی رفتن این دو تیم قدیمی و ریشهدار
فوتبال ایران به یک دسته پایینتر از لیگ برتر بدون ذرهای تردید همین دوری از اصل
و اساسشان بود، جایی که یکی 48 سال پیش و دیگری شش سال بعد پا به عرصه وجود
گذاشتند...
علی حمودی(فولاد) مرتضی اسدی(تراکتورسازی) و حسین آشنا(نفت تهران) بازیکنانی
بودند که در تمام دقایق لیگ برتر بازی کردند 1 سپاهان اولین تیمی بود که طی 10 دوره لیگ برتر موفق به دفاع از عنوان
قهرمانی خود شد. 2 رضا ناصحی و محمد احمدپوری تنها بازیکنانی بودند که در دو تیم به میدان
رفتند: احمدپوری در شاهین و تراکتورسازی و ناصحی در سپاهان و نفت تهران. 3 سپاهان با بدست آوردن سومین عنوان قهرمانی اش به پرافتخارترین تیم در
تاریخ لیگ برتر تبدیل شد. 4 امیر قلعه نوعی چهارمین عنوان قهرمانی اش را در لیگ برتر بدست آورد و
رکورد جاودانه ای را بر جای گذاشت. او 3 بار پیاپی عنوان قهرمانی لیگ برتر را بدست
آورده است. 5 پرسپولیس برای اولین بار در تاریخ خود طی 5 بازی متوالی در لیگ برتر شکست
خورد. 6 قاطع ترین برد فصل با اختلاف 6 گل بود که فولاد مقابل پیکان و ذوب آهن
مقابل نفت آبادان نتیجه 6- صفر را بدست آوردند. 10 بیشترین گل به ثمر رسیده در یک بازی که در هفته دوازدهم و بازی بین سایپا
و فولاد ثبت شد با تساوی 5-5. 11 کم ترین گل به ثمر رسیده در یک هفته که در هفته 18 لیگ برتر ثبت شد. 12 تعداد گل به خودی های ثبت شده در لیگ دهم. 12 محمدرضا خلعتبری با 12 کارت زرد ، داود حقی و میلاد فخرالدینی با 11 کارت
زرد و یک کارت قرمز رکوردار دریافت کارت در لیگ دهم بودند. 14 تعداد تغییرات انجام شده بر روی نیمکت های مربیان 18 تیم لیگ برتری. 22 رکورد بهترین گلزن خارجی تاریخ لیگ در یک فصل که توسط ادینهو مهاجم برزیلی
مس کرمان ثبت شد. 22 علی کریمی مهاجم تیم شهرداری تبریز 22 بار به عنوان بازیکن جانشین وارد
زمین شد که در لیگ دهم یک رکورد منحصر بفرد بود. 22 مسعود ابراهیم زاده بازیکن تیم تراکتورسازی 22 بار تعویض شد که این هم
یک رکورد در لیگ امسال بود. 24 تعداد گلهای به ثمر رسیده توسط آقای گل لیگ دهم که حد نصاب جدیدی در تاریخ
فوتبال ایران است. 25 تعداد پنالتی های به هدر رفته که راه آهن و نفت تهران با 4 ضربه پنالتی
رکوردار شدند. 29 استیل آذین از 29 بازیکن در ترکیب خود استفاده کرد که بیشترین تعداد بازیکن
استفاده شده در یک تیم بود. تراکتورسازی نیز با 22 بازیکن از کمترین تعداد بازیکن ممکن
استفاده کرد. 31 تعداد بازیکنان خارجی که در لیگ دهم موفق به گلزنی شدند. 35 تعداد بازی هایی که در آن گلی رد و بدل نشد که نسبت به فصل قبل افزایش
یافته است. 52 بازیکنان تراکتورسازی با دریافت 48 کارت زرد و 4 کارت قرمز منضبط ترین
تیم لیگ دهم بودند. 54 تعداد بازیکنان خارجی که در لیگ دهم در ترکیب 17 تیم به میدان رفتند.
سایپا تنها تیم بدون بازیکن خارجی بود. 63 استیل اذین با دریافت 63 گل رکورد بدترین خط دفاع تاریخ لیگ را به نام
خود ثبت کرد. 66 امتیاز تیم قهرمان که نسبت به فصل قبل کاهش داشت. سپاهان فصل قبل با
67 امتیاز قهرمان شد و این فصل با 66 امتیاز. 69 تعداد گلهای به ثمر رسیده از ضربات پنالتی که حدود 10 درصد کل گلهای لیگ
دهم را شامل می شود. 84 تعداد کارت های قرمز داده شده به بازیکنان که نسبت به فصل قبل افزایش
یافته است. 94 پیکان با دریافت 89 کارت زرد و 5 کارت قرمز خشن ترین تیم لیگ دهم لقب
گرفت. 96 تعداد تساوی های ثبت شده در لیگ دهم؛ تقریباً 31 درصد بازی های لیگ دهم
با نتیجه مساوی پایان یافته است. 98 در بازی هایی که یک طرف آن شهرداری تبریز بود، 98 گل به ثمر رسید که پرگل
ترین بازی های این فصل بود. شهرداری 45 گل زد و 53 گل دریافت کرد. 122 گلهای به ثمر رسیده توسط بازیکنان خارجی در لیگ دهم. 207 تعداد بازیکنانی که در لیگ دهم موفق به گلزنی شدند. البته در این آمار
بازیکنانی که گل به خودی زدند، منظور نشده است. 210 تعداد بازی هایی که یک تیم در آن برنده شد؛ یعنی حدود 69 درصد بازی های
لیگ دهم . 298 لیگ دهم از روز 4 مرداد آغاز شد و در 30 اردیبهشت پایان یافت؛ 298 روز
برای برگزاری 34 هفته و بطور متوسط فاصله هر هفته 7/8 روز بود. 474 تعداد بازیکنانی که در لیگ دهم در ترکیب 18 تیم به میدان رفتند که نسبت
به فصل قبل 21 بازیکن افزایش یافته است. 742 تعداد گلهای به ثمر رسیده در لیگ دهم که نسبت به دو فصل اخیر کاهش داشته
است. 1232 تعداد کارت های زرد و قرمز ثبت شده در لیگ دهم که 1148 تای آن زرد بود. 3060 علی حمودی(فولاد) مرتضی اسدی(تراکتورسازی) و حسین آشنا(نفت تهران) بازیکنانی
بودند که در تمام دقایق لیگ برتر بازی کردند. 9300 میانگین تماشاگران لیگ دهم در 300 بازی که تماشاگر داشت. 6 بازی این فصل
بدون تماشاگر برگزار شد. 95000 رکورد بیشترین تماشاگر یک بازی از لیگ دهم که در بازی رفت استقلال و پرسپولیس
ثبت شد. احسان زارعی
نفرين بر سرطان!
نفرين بر مرض لاعلاجي كه پير و جوان نمي شناسد، نفرين بر مرضي كه بر جان ناصر حجازي،
اسطوره فوتبال ايران افتاد. اسطوره اي كه اعتبارش از مردم گرفت و تا آخرين روزهاي عمر
فراموش نكرد، محبوبيتش را مديون چه كساني است. حجازي در طول دوران
بازيگري، به تمام افتخاراتي كه يك بازيكن آسيايي مي تواند دست يابد، رسيد. او همراه
با تيم ملي ايران، قهرمان جام ملت هاي آسيا و بازي هاي آسيايي شد و حضور در المپيك
و جام جهاني را تجربه كرد. همراه با تيم باشگاهي اش هم، قهرمان آسيا و ليگ تخت جمشيد
شد. اما عناوين و افتخارات متعدد، براي اسطوره
شدن كافي نيست. براي اينكه بتواني دل هاي مردم را تسخير كني، بايد دغدغه هايت، دغدغه
هاي مردم باشد. او مصداق مرد هميشه
معترضي بود كه بدون مصلحت انديشي، از «حق» و «حقيقت» دفاع مي كرد. حجازي در دوران مربيگري
اش، با استقلال قهرمان ليگ و نايب قهرمان آسيا شد و اگر مي توانست كمي چشم هايش را
ببندد و اهل سازش باشد، سال هاي بيشتري را روي نيمكت تيم محبوبش مي گذراند. اما او
اعتبار و محبوبيتش را فداي اين چيزها نكرد و به همين خاطر «ماندگار» شد. حجازي حتي در روزهايي
كه به بستر بيماري افتاد، صراحت كلامش را از ياد نبرد و در پاسخ به يكي از مسئولان
كه به او وعده كمك داده بود، گفت: من آن گلبرگ مغروم كه مي ميرم ز بي آبي/ ولي با خواري و ذلت پي شبنم نمي گردم.... ........... هيچ كس نمي خواست
باور كند ناصر حجازي، ستاره خوش لباس و جذاب فوتبال ايران، اينگونه تمام شود. نفرين
بر اين مرض لاعلاج علي مغاني-
سایت گل
ايران برخوردار از فرگوسن و مورينيو ها مي شود اگر.... عجیب نیست که چهره اول فوتبال ایران
نه یک بازیکن یا مربی جذاب و بلکه یک مجری تلویزیونی به نام فردوسی پور است. در میان
عامه مردم ژورنالیست هایی مثل حمیدرضا صدر و امیر حاج رضایی از همه بازیکنان لیگ محبوبتر
هستند، هزار نفر هم برای تماشای بازی دو تیم اول و رقبای سنتی فوتبال ایران به ورزشگاه
نمی روند ولی ایران بیش از ده روزنامه و چندین مجله فوتبالی دارد. ابتدا: این فوتبالی است که فقط در
سطح رسانه ها داغ و جذاب است. ورزشگاه های
آن خالی است، سالهاست در آن هیچ تولید کیفیتی صورت نمی گیرد، لیگ آن هیچ ستاره ای ندارد
و مسابقات آن در نازل ترین و کسالت بارترین سطح فنی رخ می دهند، با این وجود هیچ وقت
رسانه های فوتبالی و ژورنالیست های ورزشی اینقدر در ایران مهم و اثرگذار نبوده اند.
عجیب نیست که چهره اول فوتبال ایران نه یک بازیکن یا مربی جذاب و بلکه یک مجری تلویزیونی
به نام فردوسی پور است. در میان عامه مردم ژورنالیست هایی مثل حمیدرضا صدر و امیر حاج
رضایی از همه بازیکنان لیگ محبوبتر هستند، هزار نفر هم برای تماشای بازی دو تیم اول
و رقبای سنتی فوتبال ایران به ورزشگاه نمی روند ولی ایران بیش از ده روزنامه و چندین
مجله فوتبالی دارد و پر بیننده ترین برنامه تلویزیونی در کل جهان فارسی زبان برنامه
مربوط به حواشی فوتبال یعنی نود است. جالبتر این است که حتی پخش خود مسابقات زنده و
حساس فوتبال به اندازه برنامه ای که هفته بعد به حواشی آن مسابقات می پردازد بیننده
ندارد. بله، این فوتبالی است که فقط در سطح رسانه ها جریان دارد. بعد: اینکه هر باشگاهی یک بیانیه نویس به استخدام در
آورده، هر فوتبالیستی دو سه نفر مشاور رسانه ای دور خود جمع کرده و یکی دو هفته تاخیر
در پخش برنامه نود می تواند کلی فضای سیاسی منفی علیه حاکمیت ایجاد کند از دیگر نشانه
های توفيق ژورنالیسم در فوتبال ایران است. اما یک نشانه جذابتر موج جدید راه اندازی
وب سایت و وبلاگ توسط بازیکنان لیگ است. بازیکنانی که ظاهرا خود دست به قلم می شوند
یا مبلغش را می پردازند تا کسی به جای آنها دست به قلم شود تا مبادا در این وانفسای نبرد رسانه ای عرصه را به رقبا ببازند. در چنین
فضایی عملا همه متوجه شده اند که مهم نقش افرینی مستقیم در متن فوتبال نیست بلکه مهم حضور موثر در سپهر رسانه ای فوتبال است. مگر نه
این است که با مجریگری برنامه های تلویزیونی ، بله فقط با مجریگری در تلویزیون یا یکی
دو بار حضور در برنامه های فوتبالی تلویزیون به سرعت و به راحتی می توان با نیمکتهای
مربیگری در حتی سطح تیم های ملی رسید؟ دیگر: فوتبال ایران اکنون با پدیده
های پیچیده ای تحت عنوان فوتبالیست-ژورنالیست مواجه شده است. افرادی مثل مجید جلالی
یا مایلی کهن و خیلی های دیگر. شما با ذره بین هم بازی تیم های جلالی را نگاه کنید
هرگز کیفیت فنی متفاوتی با دیگر تیم های لیگ
پیدا نمی کنید اما در سطح رسانه ها او به عنوان یک نابغه و تئوریسین فوتبال حضور دارد. به مصاحبه های سنجیده و کاملا
مهندسی شده جلالی دقت کنید. او هر چه در متن واقعی فوتبال میانمایه است، اما تردیدی
نیست که در سطح ژورنالیسم فوتبالی می تواند متصف به همان اوصافی بشود که ذکر آن رفت.
کمتر مربی در فوتبال ایران ادبیاتی به سخافت و رفتاری به خشونت مایلی کهن دارد. دست
کم ده سال است که هیچ موفقیتی هم در عرصه مربیگری نداشته و بالعکس تا دلتان میخواهد
تیم به دسته پایینتر نزول داده است، اما او همیشه هست و حضور دارد زیرا آوردگاه ژورنالیسم
فوتبالی ایران به یکی مثل او هم احتیاج دارد تا همیشه همگان را به رعایت اخلاق و ارزشمداری
فرا بخواند. فقط ظاهرا در انتخاب مجری این نقش چندان خوش سلیقگی نشده است. همچنین: اما بی تردید سرآمد همه
فوتبالیست-ژورنالیست های ایران افشین قطبی است. مردی که از همان اول پی برد راه یکه
تازی و بهره جویی در فوتبالی که متن آن نه در مسطیل سبز و بلکه در قاب تلویزیون یا
صفحات روزنامه ها و خبرگزاری ها رخ می دهد چیست. از آب و شانه کردن مو بگیر تا اصرار
تصنعی بر یک لهجه فینگلیش و استخدام دوستان ژورنالیستی که صبح تا شب سابقه همکاری او
با هیدینک و ادووکات را توی سر ملت بکوبند.
به او فرصت مربیگری در یکی از دو تیم بزرگ ایران و همچنین تیم ملی داده شد تا
جرعه ای از آن دریای علم و دانش بین المللی را به کام تشنه فوتبال ایران بنوشانداما
شگفت است که هرگز... بله هرگز تیم های او اندک تفاوت
فنی و کیفی با دیگر تیم های لیگ ایران از خود بروز ندادند و بااین وجود هنوز هستند
کسانی که پشت سر او آه و ناله سر می دهند که حیف شد که چندان شربتی از لب لعلش نچشیدیم
و برفت. هیچکس اکنون به یاد نمی آورد که قرار بود او سرچشمه یک جریان فنی تازه در فوتبال
ایران باشد اما کار به انجا رسید که ازنیمه بازی ایران و کره جنوبی در جام ملتها همه
آرزو می کردند که ای کاش این تیم کمی از شور و حرارت معمول تیم های میثاقیان و دست
نشان و علی حنطه را داشت. قطبی رفت اما هنوز کسی پیدا نشده که به مردم توضیح دهد در
چارت کادر فنی یک تیم فوتبال جایگاه یک ویدئو آنالیزور دقیقا کجاست. کسی این توضیح
را نمی دهد چون مقولاتی مثل ویدئو و آنالیز اساسا به ژورنالیسم نزدیکترند تا فوتبال
و به همین خاطر آقای ویدئو آنالیزور می تواند خیالی راحت داشته باشد که در فوتبال ژورنالیستی ایران آدم طعم آشنایی مثل
او هرگز فرو کاسته نمی شود. سرانجام: چند وقت پیش امیر قلعه
نویی گفته بود در مقیاس فوتبال ایران من هم به اندازه مورینیو موفق بوده ام پس چرا
به من مورینیوی ایران نمی گویند؟ موضوع ساده است: برای دستیابی به چنان عنوانی قلعه
نویی باید در وهله اول قواعد ژورنالیسم فوتبالی را یاد بگیرد. کار سختی هم نیست. چند
واژه مطنطن و نقل قولهایی از مشاهیر را حفظ کند، یک لبتاب زیر بغلش بزند و دوستانی
استخدام کند که پشت تلفن به جای او مصاحبه کنند یا دست کم اینکه قبل از هر مصاحبه یادداشتهایی
به دست او بدهند پر از عباراتی مثل راهکار و راهبرد و استراتژی و سطوح برنامه ریزی
و غیره. برای درست کردن لهجه جنوب شهری اش هم باید چند وقتی او را یکه و تنها رها کنند
توی یک کشور خارجی. شک نکنید که در بازگشت از این سفر و با اصلاح لهجه و تجهیز آن به
بر خی لغات انگلیسی، ایران صاحب یک مورینیو وحتی شاید سر آلکس فرگوسن خواهد شد.
در فوتبال ژورنالیستی ایران که ورزشگاه ندارد و
تماشاگر ندارد و کیفیت ندارد اما تا دلتان بخواهد هیاهو و سر و صدا دارد، داشتن یک
مورینیو یا فرگوسن به همین راحتی امکان پذیر است.
|
About
بهمن 1389 آبان 1389 شهریور 1389 مرداد 1389 Links
یک خوشه از پروین( ثریا ) |